صاعد الأندلسي

108

التعريف بطبقات الأمم

خود ، نيز استناد جسته است . يكى ، اظهارات شفاهى شخصي به نام شهاب الدين عبد الحق كه شناسايى وى دشوار است ، البتة فقيهى مالكي بدين نام در منابع مذكور است ، « 1 » ولى أو معاصر با ابن أبي اصيبعه نبوده . ديگرى نقل فشردهء مطلب است از اظهارات ابن جلجل ، مبنى بر اينكه : « حنين وسيبويه هر دو بأهم در نزد خليل درس مىخوانده‌اند واين امر ممكن مىباشد ، چون هر دو نفرشان معاصر با مأمون بوده‌اند » . « 2 » بدون شك قسمت آخر اين عبارت ، فقط در صورتي صحيح است كه سيبويه را تا زمان حيات مأمون زنده فرض كنيم ؛ وليكن گويا وى پيش از به خلافت رسيدن مأمون ، مرده است ودر عين حال حنين نيز در آن زمان يا در حقيقت يك كودك شيرخوار بوده ويا اينكه هنوز أصلا به دنيا نيامده بوده است . « 3 » به علاوة در صورت ثبوت اين شاگردى ، عمر حنين را ، مجبوريم آن قدر زياد فرض كنيم كه أصلا پذيرفتنى نيست . « 4 » ابن جلجل كه در زمان خليفهء أموي اندلس ، هشام دوم ( حك : 366 - 399 ق / 976 - 1009 م ) ، مىزيسته ، در دنبالهء مطلب پيش‌گفته ، چنين ادامه داده است كه حنين به خاطر شاگردى خليل به فارس عزيمت كرد ؛ زيرا در آنجا زندگى مىكرد وبدو پيوست وهمو بود كه كتاب العين خليل را به بغداد وارد كرد . « 5 » قاضى صاعد از اين همه ، فقط قسمت آخر عبارت را عينا تكرار كرده وسپس تذكّر داده است كه خليل أصلا در فارس نبوده ، بلكه در بصره زندگى مىكرده ودر 170 هجرى مرده وميان زمان فوت وى وحنين 90 سال فاصله است كه بايد بدان توجّه كرد ، زيرا طبق نوشتهء ابن النديم در الفهرست « 6 » ، حنين در ششم صفر 260 هجرى مرده است . « 7 » آنچه ملاحظه مىشود اين است كه قاضى صاعد با تيزهوشى خود وبا تكيه بر أصل مقايسه كه يكى از أصول مورد اتّكاى وى در سرتاسر كتاب التعريف بطبقات الأمم مىباشد ، متوجّه لغزش ابن جلجل شده وآن را تصحيح كرده است وبنابراين درمىيابيم

--> ( 1 ) . بروكلمان ، 166 / I , S'LAG . ( 2 ) . ابن أبي اصيبعه ، 1 / 189 . ( 3 ) . پلسنر ، 244 . ( 4 ) . همان جا . ( 5 ) . ابن جلجل ، 68 - 70 . ( 6 ) . ص 294 . ( 7 ) . التعريف بطبقات الأمم ، 192 .